تبلیغات
... - ماهی

وقتی حالم را پرسیدن،گفتم:رو به راهم،اما نمی دانستند رو به راهیم ک تو رفتی...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 28 مرداد 1391-02:24 ب.ظ

نویسنده :nana shakeri

ماهی

دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند .

یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری خیلی فنون ماهیگیری را نمی دانست ...

هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آن را در ظرف یخی که در کنار دستش بود

می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ،

اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد...

ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود !

برای همین پس از مدتی از او پرسید :

- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !!!



نظرات() 
allen3lester2.jimdo.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:12 ق.ظ
wonderful issues altogether, you just gained a new reader.
What could you recommend in regards to your publish that you just made some days ago?
Any sure?
http://rickieproud.weebly.com/blog/help-for-hammertoes-treatment
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:54 ق.ظ
Hi! I could have sworn I've visited this web site before but after looking
at some of the articles I realized it's new to me.
Anyhow, I'm definitely happy I discovered it and I'll be book-marking it and checking back
frequently!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر