تبلیغات
... - مترسک

وقتی حالم را پرسیدن،گفتم:رو به راهم،اما نمی دانستند رو به راهیم ک تو رفتی...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:پنجشنبه 9 شهریور 1391-11:39 ق.ظ

نویسنده :nana shakeri

مترسک

یک بار به مترسکی گفتم «لابد از ایستادن در این دشتِ خلوت خسته شده‌ای؟»

گفت: «لذتِ ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمی‌شوم.»

دَمی اندیشیدم و گفتم «درست است؛ چون‌که من هم مزة این لذت را چشیده‌ام.»

گفت «فقط کسانی که تن‌شان از کاه پر شده باشد این لذت را می‌شناسند.»

آنگاه من از پیشِ او رفتم، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردنِ من.

یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد.

هنگامی که باز از کنارِ او می‌گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیرِ کلاهش لانه می‌سازند.

جبران خلیل



نظرات() 
adelaide weather forecast
دوشنبه 24 دی 1397 08:25 ب.ظ
I do not even know how I ended up here, but I thought this post was good.
I don't know who you are but definitely you are going to a famous blogger if
you aren't already ;) Cheers!
The Red Tea Detox
جمعه 7 دی 1397 11:02 ق.ظ
Hi! This is kind of off topic but I need some guidance from an established blog.
Is it tough to set up your own blog? I'm not very techincal but I can figure things out pretty
quick. I'm thinking about making my own but I'm not sure where to begin.
Do you have any ideas or suggestions? Cheers
foot pain causes
پنجشنبه 22 تیر 1396 09:10 ق.ظ
You can certainly see your skills in the paintings you write.
The sector hopes for even more passionate writers
such as you who aren't afraid to mention how they believe.
At all times follow your heart.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 05:58 ق.ظ
It's actually a nice and helpful piece of info.
I'm happy that you shared this useful info with us. Please keep us
informed like this. Thank you for sharing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر