تبلیغات
... - دختروبهار

وقتی حالم را پرسیدن،گفتم:رو به راهم،اما نمی دانستند رو به راهیم ک تو رفتی...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:چهارشنبه 3 اسفند 1390-06:12 ب.ظ

نویسنده :nana shakeri

دختروبهار

دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت

ای دختر بهار حسد می برم به تو

عطر و گل و ترانه و سرمستی ترا

با هر چه طالبی بخدا می خرم ز تو

 

 بر شاخ نوجوان درختی شكوفه ای

با ناز می گشود دو چشمان بسته را

می شست كاكلی به لب آب نقره فام

آن بال های نازك زیبای خسته را

 

 خورشید خنده كرد و ز امواج خنده اش

بر چهر روز روشنی دلكشی دوید

موجی سبك خزید و نسیمی به گوش او

رازی سرود و موج بنرمی از او رمید

 

 خندید باغبان كه سرانجام شد بهار

دیگر شكوفه كرده درختی كه كاشتم

دختر شنید و گفت چه حاصل از این بهار

ای بس بهارها كه بهاری نداشتم

 

 خورشید تشنه كام در آنسوی آسمان

گوئی میان مجمری از خون نشسته بود

می رفت روز و خیره در اندیشه ئی غریب

دختر كنار پنجره محزون نشسته بود

 



نظرات() 
foot complaints
پنجشنبه 23 شهریور 1396 03:33 ب.ظ
Hi there would you mind letting me know which web host you're using?
I've loaded your blog in 3 completely different browsers and I must say this blog
loads a lot faster then most. Can you recommend a good hosting
provider at a reasonable price? Kudos, I appreciate it!
[ آدرس وبسایت ]
یکشنبه 4 تیر 1396 02:26 ب.ظ
Hello very nice website!! Guy .. Excellent .. Wonderful ..
I'll bookmark your web site and take the feeds also?
I am glad to seek out numerous useful info right here in the publish,
we want work out extra techniques on this regard, thank you for sharing.
. . . . .
frailnecessity887.over-blog.com
شنبه 9 اردیبهشت 1396 03:04 ب.ظ
Glad to be one of many visitors on this awesome website :D.
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 11:29 ب.ظ
Hi there colleagues, how is the whole thing, and what you would like to
say about this article, in my view its truly awesome designed for me.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر