تبلیغات
... - دکترشریعتی

وقتی حالم را پرسیدن،گفتم:رو به راهم،اما نمی دانستند رو به راهیم ک تو رفتی...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:پنجشنبه 31 فروردین 1391-10:17 ق.ظ

نویسنده :nana shakeri

دکترشریعتی

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم

دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم

عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم

کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم

سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم

من می ترسم پس هستم

این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم

(حسین پناهی)



نظرات() 
foot pain ball
یکشنبه 4 تیر 1396 12:58 ب.ظ
Loving the info on this internet site, you have done outstanding job on the blog posts.
https://louettalienemann.wordpress.com
جمعه 22 اردیبهشت 1396 07:37 ق.ظ
Ridiculous story there. What happened after?

Take care!
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 08:51 ب.ظ
Every weekend i used to go to see this website, because i wish for enjoyment, for the
reason that this this web page conations really fastidious funny stuff too.
ali
پنجشنبه 31 فروردین 1391 10:26 ق.ظ
هر کاری کنم نمیتونم بهت تبریک نگم...
وبلاگت عالیه،مثل وبلاگ بقیه بچه های وب نویس
بی هدف و مزخرف نیست.
آفرین همینطور ادامه بده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر