تبلیغات
... - دختروپیرمرد

وقتی حالم را پرسیدن،گفتم:رو به راهم،اما نمی دانستند رو به راهیم ک تو رفتی...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-07:32 ب.ظ

نویسنده :nana shakeri

دختروپیرمرد

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!


نظرات() 
How much does it cost for leg lengthening?
دوشنبه 27 شهریور 1396 10:15 ق.ظ
Excellent pieces. Keep writing such kind of info on your blog.
Im really impressed by your blog.
Hi there, You have performed a great job. I will certainly digg it and individually recommend to my friends.
I'm sure they'll be benefited from this website.
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 05:01 ق.ظ
If some one wants to be updated with latest technologies afterward he must be visit this
website and be up to date all the time.
manicure
پنجشنبه 10 فروردین 1396 08:04 ق.ظ
I absolutely love your blog and find nearly all of your post's to be exactly I'm
looking for. Does one offer guest writers to write content for you?
I wouldn't mind writing a post or elaborating on many of the subjects
you write related to here. Again, awesome website!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر